غزل شمارهٔ ۷۹ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
صوفی صافی است در عین صفا
می نماید نور او او را به ما
ذره ای از آفتاب نور او
نیست خالی در همه ارض و سما
نقطه نقطه دایره پیموده است
جمع کرده ابتدا و انتها
سید مست است و جام می به دست
گر تو رندی باده می نوشی بیا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به توصیف یک صوفی میپردازد که در عین پاکی و صفا، نور او به دیگران نمایان است. او مانند آفتابی است که در هر جایی از زمین و آسمان وجود دارد. این صوفی به جمعبندی ابتدایی و انتهایی رسیده و در حال مستی و شادی است. همراه با دعوت از رندان که اگر مایلند، به بادهنوشی بپیوندند.