غزل شمارهٔ ۸۱ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
در عین حباب آب دریاب
آن آب در این حباب دریاب
نقشی است خیال عالم ای یار
خوابی است و هم به خواب دریاب
مستیم و خراب در خرابات
این مست خوش خراب دریاب
مجموع حروف نقطهای دان
مجموعهٔ آن کتاب دریاب
آئینه به نور او است روشن
مه بنگر و آفتاب دریاب
با ما بنشین خوشی در این بحر
ما را بنگر حجاب دریاب
پرسی تو ز ذوق نعمت الله
گفتیم تو را جواب دریاب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به معرفی دنیای فانی و زودگذری پرداخته و اشاره میکند که زندگی و وضعیت ما همچون حبابی است که در آب شناور است. او به زیبایی و زودگذر بودن عشق و خواب اشاره میکند و از حال خوب و مستی در عالم خراب میگوید. شاعر به مخاطب توصیه میکند که به عمق معنا و حقیقت زندگی توجه کند و از دنیای ظاهری فراتر رود. همچنین او بوضوح اشاره دارد که همه چیز در این دنیا تنها یک نشان و نماد است، نه حقیقتی پایدار. در نهایت، شاعر با دعوت به شریک شدن در خوشیها و زیباییهای زندگی، اهمیت ارتباط و درک نعمتها را به تصویر میکشد.