نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۹۳ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آب حیات ماست که می نام کرده اند

روحست و همچو راح در اینجام کرده اند

آنها که زاهدند ندارند ذوق می

ترک شراب ناب به ناکام کرده اند

در جام می مستیم درد خواره و رندیم دردمند خیال

ما را دوا به جام غم انجام کرده اند

رخش نقش بسته اند

آنگاه از لبش طمع خام کرده اند

از نور سیدم اثر صبح دیده شام

در تار زلف او خبر شام کرده اند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به اهمیت و زیبایی آب و شراب به عنوان نمادهای حیات و روح پرداخته است. شاعر به تفاوت بین زاهدان و رندان اشاره می‌کند؛ زاهدان از لذت‌ها دوری می‌گزینند و در نتیجه به خوشی و ذوق دست نمی‌یابند، در حالی که رندان با شراب و عشق زندگی را تجربه می‌کنند. همچنین، شاعر به زیبایی معشوق و نقش و نگارهای او اشاره می‌کند و بیان می‌کند که وجود معشوق مایه‌ی روشنی در زندگی‌اش شده است. در کل، شعر نگاهی به لذت‌های زندگی، عشق و حسرت‌های ناشی از دوری از این لذت‌ها دارد.