غزل شمارهٔ ۸ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خار بی کنگر چه کار آید مرا
راه بی رهبر چه کار آید مرا
گر نباشد مرتضی با من رفیق
خدمت قنبر چه کار آید مرا
عیسی مریم همی جویم به جان
بندگی خر چه کار آید مرا
گر نه سر باشد فدای پای او
دردسر بر سر چه کار آید مرا
خوشتر از مشک است بوی یار من
مشک یا عنبر چه کار آید مرا
خم مِی دارم مدام از حضرتش
جام یا ساغر چه کار آید مرا
بندگی سیدم چون پیشوا است
خدمت سنجر چه کار آید مرا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به بیان احساسات و وابستگی شاعر به معشوق (یار) و ائمه معصومین، به ویژه مرتضی (علی علیه السلام) و قنبر (خادم ایشان)، میپردازد. شاعر بیان میکند که بدون عاشق معشوق و رهبر معنوی، هیچ چیز دیگر برایش ارزشی ندارد، حتی اگر آن چیزها به ظاهر ارزشمند باشند. او تأکید میکند که بوی خوش یار و محبت به آن حیاتبخشتر از هر عطری است و بندگی و خدمت به پیشوای خود برای او از هر چیز دیگری مهمتر است. بنابراین، بهنوعی نیاز عمیق به عشق و دین را در شعرش به تصویر میکشد.