نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۰ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

فلولاه و لولانا لما کان الذی کانا

اگر نه ما و او بودی نبودی این و آن جانا

و اما عینه فاعلم اذا ما قلت انسانا

یکی عین است و دو نامش یکی موج و یکی دریا

فانا عبده حقا و ان الله مولانا

حقیقت بندهٔ اوئیم و سلطان است او ما را

فلا تحجب بانسان فقد اعطاک برهانا

برون آ از حجاب خود نگر برهان ما پیدا

فاعطیناه ما یبدی به فینا و اعطانا

عطا کردیم سر او و شداین مشکلَت حلا

قضا رالامر مقسوما بایاه و ایانا

به هم پیوسته می‌باید که تا پیدا شود آن‌ها

فاحیاه الذی یدری بقلبی حین احیانا

چه خوش حبی که می‌بخشد حیات او حیات ما

و کنافیه اکوانا و اعیانا و ازمانا

همه بودیم در ذاتش که پیدا گشته‌ایم اینجا

و لیس دائم فینا و لیکن ذاک احیانا

نباشد حال ما دایم بود حق دایما با ما

به نور مهر و مه بنگر که هر دو نعمت اللهند

ز هر روز و ز شب روشن ببین در دیدهٔ بینا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است که به بیان رابطه انسان و خداوند می‌پردازد. شاعر تأکید می‌کند که وجود انسان وابسته به وجود خداست و اگر خدا و انسان نباشند، چیزی وجود نخواهد داشت. او به وحدت وجود اشاره کرده و می‌گوید که انسان با وجود دو نام (موج و دریا) در حقیقت یک عین است. شاعر به بندگی خداوند اشاره می‌کند و بیان می‌کند که خداوند سلطان و مولای اوست. همچنین، او از نعمت‌های الهی سخن می‌گوید و به این نکته اشاره می‌کند که حیات انسان به حیات خدا بستگی دارد و همه چیز در ذات الهی وجود دارد. در نهایت، شاعر به نور و نعمت‌های الهی در زندگی بشر اشاره می‌کند و از روشنایی روز و شب به عنوان نشانه‌های الهی سخن می‌گوید.