نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۲ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

رو فنا شو بیا بقا دریاب

خوش بقائی از این فنا دریاب

قدمی نه درآ در این دریا

عین ما را به عین ما دریاب

دُردی درد دل تو خوش می نوش

دردمندانه آن دوا دریاب

جام گیتی نما به دست آور

مظهر حضرت خدا دریاب

پادشاه و گدا نشسته به هم

ذوق آن شاه و این گدا دریاب

در میخانه را غنیمت دان

دولت ملک دو سرا دریاب

سید رند مست اگر جوئی

در خرابات بنده را دریاب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است که به مفهوم بقا و فنا می‌پردازد. شاعر از ما می‌خواهد تا به درک بالاتری از وجود بپردازیم و خوشی و رضایت را در همین شرایط پوچ (فنا) پیدا کنیم. او تأکید می‌کند که در این دریا (زندگی) باید به همدلی و نزدیکی روح‌ها توجه کرد و دردهای خود را با هم در میان بگذاریم. همچنین به ارزش‌های معنوی و روحانی اشاره می‌کند و می‌گوید که در میخانه (محیطی از شادی و رهایی) باید از زندگی و دوآلیته‌های آن بهره‌برداری کرد. در نهایت، به تساوی انسان‌ها اشاره دارد و می‌گوید که پادشاه و گدا در کنار هم زندگی می‌کنند و باید ذوق و شادی هر دو را دریابیم.