غزل شمارهٔ ۸۰۲ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
سلطان که بود گدای سید
عالم چو بود فدای سید
ما جام جهان نمای اوئیم
او جام جهان نمای سید
داریم هوا و خوش هوائی
آنگه چو هوا هوای سید
جائی که بقای اوست جاوید
باقی بود از بقای سید
تا نغمهٔ قول کن بر آمد
بگرفت جهان صدای سید
سید چو برای ماست دائم
مائیم از آن برای سید
چون نیست به غیر سید ما
غیری نبود به جای سید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف مقام و عظمت سید (شخصیتی برجسته و مقدس) میپردازد. شاعر به تشریح ارتباط عمیق خود با سید و نقش او در جهان میپردازد. سید را بهعنوان سروری میداند که همه چیز به فدای اوست و وجودش موجب جاودانگی و پایداری است. در اینجا، احساس ارادت و وابستگی به سید بهطور واضح نمایان است و شاعر اشاره میکند که هیچ چیز و کسی بهجز سید برایش مهم نیست. شعر به خوبی نشاندهنده عشق و اعتقاد عمیق به سید و موضوعاتی همچون وفاداری و طلب الهی است.