غزل شمارهٔ ۸۰۵ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
بیا ای جان و ای جانان سید
بیا ای شاه و ای سلطان سید
بیا و جام می پر کن به ماده
که تا نوشیم با یاران سید
خراباتست و ما مست و خرابیم
حریف جملهٔ رندان سید
سر ما بعد از این و خاک پایت
به خاک پای سرمستان سید
ز کفر زلف او بستیم زُنار
از آن محکم بود ایمان سید
کتاب ذوق اگر خوانی سراسر
بود آن آیتی در شأن سید
همه کس نعمت الله دوست دارد
بود آن نعمت الله آن سید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دعوت به حضور محبوب و معشوق است، با صفتهایی چون جان و سلطان. شاعر از حضرت سید میخواهد که با پر کردن جام می، لحظاتی خوش را با دوستان خود تجربه کند. در این خرابات و مستی، آنها خود را در خدمت و پایبند به سید میدانند و به زلف او به عنوان نمادی از ایمان اشاره میکنند. همچنین به کتاب ذوق اشاره میشود که در آن شانی برای سید ذکر شده و در نهایت، از نعمتهای الهی و محبوبیت سید سخن به میان میآید.