نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۰۹ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

عشق جان عاشقان است ای پسر

عشق جانان ، جان جان است ای پسر

چشم عالم روشن است از نور او

گرچه از مردم نهان است ای پسر

ما نشان در بی‌نشانی یافتیم

این نشان بی‌نشان است ای پسر

هر که بینی دامن او را بگیر

حضرت او جو که آن است ای پسر

بر در میخانه مست افتاده‌ایم

جای ما کوی مغان است ای پسر

او یکی و آینه دارد هزار

در همه بر ما عیان است ای پسر

نعمت الله دُرّ دریای دل است

در سخن گوهرفشان است ای پسر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و وجود محبوب سخن می‌گوید. شاعر بیان می‌کند که عشق به محبوب، جان عاشقان را زنده می‌کند و نور او چشمان عالم را روشن می‌سازد، حتی اگر از مردم پنهان باشد. او از پیدا کردن نشانی در دنیای بی‌نشانی سخن می‌گوید و به پیروان توصیه می‌کند که به دامن محبوب چنگ بزنند. شاعر خود را در میخانه‌ای می‌بیند که اهل دلی هستند و در جستجوی معشوق هستند. عشق محبوب یکی است اما جلوه‌های او در آینه‌های متعدد نمایان می‌شود. در پایان، نعمت خدا را در عمق دل و در سخن‌های ارزشمند می‌بیند.