نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۲ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

عین ما جو و در این بحر به جز ما مطلب

غرق دریا شو و جز ما تو ز دریا مطلب

ما حبابیم زده خیمه‌ای از باد بر آب

به از این در دو سراخانه و مأوا مطلب

غیر ما را نتوان یافت در این بحر مجو

عین ما جو و به جز ما دگر از ما مطلب

مرده‌ دل از دم ما زنده شود هر نفسی

این چنین دم طلب و جز ز مسیحا مطلب

مائی ما چو بشستیم به آب دیده

ما نه مائیم ز ما مائی ما ار مطلب

ساقی و جام و می و رند حریفیم مدام

غیر ما همدم ما یک نفس اینجا مطلب

نعمت‌الله طلب و صورت و معنی دریاب

ور دگر می‌طلبی رو طلبش ما مطلب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به اشاره به مفهوم وحدت وجود و جستجوی حقیقت است. شاعر به ما می‌گوید که در دریای وجود، جز خود ما چیزی نیست؛ بنابراین باید به عمق وجود خود بپردازیم و به دنبال شناخت حقیقی باشیم. در این دنیای ظاهری، ما مثل حباب هستیم که بر روی آب قرار داریم و همه چیز در سیالیت وجود یکسان است. شاعر دعوت می‌کند که از دم خود آگاهی پیدا کنیم و به عشق و معرفت الهی نزدیک شویم و از چیزهای سطحی پرهیز کنیم. نهایتاً، او به دنبال درک حقیقت و معرفت از طریق یک نوشیدنی معنوی (می) و همدمی با دوستان واقعی است. در کل، شعر بر اهمیت شناخت خود و حقیقت هستی تأکید دارد.