غزل شمارهٔ ۸۱۱ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
قطره و دریا به عین ما نگر
همچو ما در بحر ما ، ذما را نگر
یک زمان با ما در این دریا در آ
آبرو می جو و در دریا نگر
خط محور از میانه طرح کن
بگذر از قوسین و ادنی را نگر
ترک سرمستی اگر خواهی بیا
لحظه ای در چشم مست ما نگر
آینه بردار و روی خود ببین
آنچه پنهان دیده ای پیدا نگر
در سرم سودای زلفت اوفتاد
حال این سودائی شیدا نگر
هیچ شی بی نعمت الله هست نیست
نعمت الله با همه اشیا نگر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، به رابطه بین انسان و خدا و همچنین واقعیت وجودی اشاره شده است. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا از دریا، قطره و آینه، به ما میگوید که مانند دریا، ما نیز بخشی از یک حقیقت بزرگتر هستیم. او از ما میخواهد که به عمق وجود خود نگاه کنیم و در رازی که در دریا و خودمان نهفته است، دقت کنیم. همچنین بر این نکته تأکید میکند که هر چیز بدون نعمت خداوند وجود ندارد و باید به این نعمتها توجه کنیم. در نهایت، شاعر ما را به تامل در وجود و حقیقت زندگی دعوت میکند.