غزل شمارهٔ ۸۱۴ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
یک نظر در چشم مست ما نگر
نور او در دیدهٔ بینا نگر
آب چشم ما بهر سو شد روان
گر نظر داری درین دریا نگر
در دو عالم هر چه بینی همچو ما
حضرت یکتای بی همتا نگر
گر همی خواهی که بینی روی او
آینه روشن کن و خود را نگر
عشق را جائی معین هست نیست
جای آن بی جای ما هر جا نگر
ظاهر و باطن به همدیگر ببین
عین آن پنهان و این پیدا نگر
هیچ شیئی ، بی نعمت الله کِی بوَد
نعمت الله در همه اشیا نگر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و عشق اشاره دارد و به بیدار شدن انسان از خواب غفلت دعوت میکند. شاعر میگوید در دنیای عشق، حقیقت تنها در دیدار با "او" مشخص میشود، و تنها با توجه به نور او است که انسان میتواند حقیقت را ببیند. او به مضامین مختلفی مانند عشق، نگاه درون، و ارتباط بین ظاهر و باطن میپردازد و تأکید میکند که در هر چیز، نعمت و وجود خداوند وجود دارد. بنابراین، برای درک عشق و حقیقت، باید به درون خود نگاه کنیم و به وجود خدا در همه چیز توجه کنیم.