غزل شمارهٔ ۸۱۵ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
یک نظر در چشم مست ما نگر
عین ما می بین و در دریا نگر
در خرابات مغان رندانه رو
ذوق سرمستان ما آنجا نگر
چشم ما روشن به نور روی اوست
نور او در دیدهٔ بینا نگر
آب چشم ما به هر سو شد روان
گر نظر داری در این دریا نگر
هر چه هست آئینهٔ اسما بود
یک مسما و همه اسما نگر
رند سرمستی اگر جوئی بیا
پیش ما بنشین دمی ما را نگر
دُرد دردش نوش کن گر عاشقی
ذوق آن درمان بود درد آن نگر
میر رندان سید ما را ببین
بندهٔ یکتای بی همتا نگر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به معانی مختلف عشق و شناخت میپردازد. شاعر از بینش و نگاهی خاص به "معشوق" صحبت میکند و از مخاطب میخواهد که چشم خود را به روی زیبایی و نور او باز کند. او به مسافران و سرمستان هشدار میدهد که باید در خرابات (محل خوشگذرانی) به جستجوی ذوق و لذت بپردازند. شاعر بر این اعتقاد است که همه چیز در این جهان نشان و آینهای از نام الهی است و مهمتر از همه، عشق و احساسات عمیق باید درک و تجربه شوند. سرانجام، او به میرم رندان (رهبر عارفان) اشاره میکند و بر اهمیت وجود یک معشوق یکتا تأکید میکند.