غزل شمارهٔ ۸۱۶ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
یک نظر در چشم مست ما نگر
نور او در دیدهٔ بینا نگر
خوش بیا در چشم ما بنشین چو ما
جو بجو می بین و در دریا نگر
رند سرمست خوشی گر بایدت
در خرابات مغان ما را نگر
هر چه هست آئینهٔ گیتی نماست
دیده بگشا در همه اشیا نگر
این عجائب بنگر ای صاحب نظر
جای آن بی جای ما هر جا نگر
از بلا چون کار ما بالا گرفت
مبتلا شو در بلا بالا نگر
نعمت الله را به نور او ببین
آفتابی در قمر پیدا نگر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دعوت به مشاهده زیباییها و عجایب زندگی است. شاعر از خواننده میخواهد که با دیدهی بینا به جهان بنگرد و نور زیبای عشق و حقیقت را در همه چیز جستجو کند. در این مسیر، او تأکید میکند که خوشی و سرمستی به ویژه در مکانهای پر از عشق و معنویت در دسترس است. همچنین بیان میکند که هر آنچه در جهان وجود دارد، تنها انعکاسی از واقعیتهای عمیقتر است و باید با آگاهی به آن نگاه کنیم. در نهایت، شاعر یادآور میشود که در مشکلات و چالشها نیز میتوان زیباییها و نعمتها را مشاهده کرد.