نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۳۰ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

در حسن ماهرویان تو آفتاب بنگر

آب از حباب می نوش جام و شراب بنگر

در کوی میفروشان رندانه خوش قدم نه

ما را اگر بیابی مست و خراب بنگر

آن گنج کنت کنزاً می جو به هر چه یابی

اسمای حق تعالی در شیخ و شاب و بنگر

از نور آفتابش عالم شده منور

گر نور چشم داری در آفتاب بنگر

جامی ز می پر از می در بزم ما روان است

در عین ما نظر کن آب و حباب بنگر

هر صورتی که بینی معنی به تو نماید

جاوید بی حجابی در هر حجاب بنگر

پیوسته نعمت الله می می دهد به رندان

با او دمی بر آور خیر و ثواب بنگر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان زیبایی‌ها و معانی عمیق در وجود و جهان اطراف می‌پردازد. شاعر حسن ماهرویان را به آفتاب تشبیه کرده و از زیبایی و روشنی او سخن می‌گوید. او به می و شراب اشاره می‌کند و از رندانه بودن حضور در کوی میفروشان می‌گوید. شاعر به جستجوی گنجی در وجود و در جاهای مختلف دنیا دعوت می‌کند و بر نور الهی و تأثیر آن در زندگی تأکید دارد. در نهایت، او نعمت‌های الهی را که به ویژه به رندان عطا می‌شود، ذکر می‌کند و به لذت و استفاده از زمان حال و خیر و ثواب اشاره دارد.