غزل شمارهٔ ۸۳۳ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ای مرا در هر سخن بحری گر
وی مرا در هر طرف شهری دگر
دیده ای دارم محیطی در نظر
زو روان هر گوشه ای نهری دگر
عاشق و مست شراب و سرخوشم
هر دمم رنگی است در مهری دگر
من نیم در دهر و دهری نیستم
دهر از آن تو مرا دهری دگر
هر کسی در بحر عشقی غرقه اند
نعمت الله را بود بحری دگر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان تأثیر عشق و معشوق بر زندگی و نگاه فرد میپردازد. شاعر خود را در دنیایی پر از عشق و شور و شوق میبیند که در هر زمان و مکان احساسی جدید و متفاوت دارد. او عشق را همچون بحری بیپایان میداند که هر لحظه رنگ و بویی متفاوت دارد و خود را فراتر از زمان و مکان احساس میکند. در نهایت، او به این نتیجه میرسد که هر کس در دنیای عشق خود غرق شده و به نوعی به نعمت عشق متصل است.