نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۳۴ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

یافتم از نور تو تابی دگر

دیدم از مهر تو مهتابی دگر

جز در خلوتسرای عشق تو

نیست عشاق تو را بابی دگر

دیگران از آب و گل باشند و ما

از گل عشقیم و از آبی دگر

آنکه جان ما خیال روی اوست

دیده ام بیدار و در خوابی دگر

ما محبان حبیب عاشقیم

تو محب حب احبابی دگر

بی سبب ما با مسبب همدمیم

ای مسبب بنگر اسبابی دگر

سیدم در صحبت صاحبدلان

محرم یاران و اصحابی دگر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به عشق و زیبایی‌های آن می‌پردازد و از تجربه‌های خاص و عمیق خود در این زمینه سخن می‌گوید. او می‌گوید که از نور و محبت معشوقش حسی جدید و متفاوت یافته و در خلوت‌گاه عشق او احساس دیگری دارد. او خود را از جنس عشق می‌داند و دیگران را از آب و گل. همچنین، به این نکته اشاره دارد که خواب و بیداری‌اش تحت تأثیر خیال روی محبوبش است. در پایان، شاعر خود را در جمع عاشقان و محبان می‌بیند و از پیوندی عمیق و خاص با آن‌ها سخن می‌گوید. به‌طور کلی، شعر به بیان عمق عشق و تجربه‌های معنوی وابسته به آن می‌پردازد.