غزل شمارهٔ ۸۳۶ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
عشق جان عاشقان است ای پسر
عشق جانان ، جان جان است ای پسر
عشق نور دیدهٔ مردم بود
گرچه از مردم نهان است ای پسر
عشق جان است و همه عالم بدن
همچو جان در تن روانست ای پسر
آفتاب عشق و در هر ذره ای
می توان دیدن عیان است ای پسر
عین عشق از وحدت و کثرت غنی است
فارغ از شرح و بیان است ای پسر
عاشق و معشوق عشقیم ای عزیز
گر چنین دانی چنان است ای پسر
نعمت الله مست و جام می به دست
ساقی بزم مغان است ای پسر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و اهمیت آن در زندگی انسانهاست. عشق به عنوان روح و جان عاشقان معرفی میشود و به عنوان نوری در دل مردم، حتی اگر از آن پنهان باشند، بیان میشود. عشق در واقع جان عالم است و همه موجودات مانند بدن انسان هستند که جان دارند. همچنین بیان میشود که عشق در هر ذرهای قابل مشاهده است و از وحدت و کثرت فراتر رفته و نیازی به توضیح ندارد. در نهایت، عاشق و معشوق در ذات خود یکی هستند و این معنا را میتوان در نوشیدن جام عشق و شادی فهمید.