غزل شمارهٔ ۸۴۱ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
نام آن لعل شکر بار مبر
وز لبش قند به خروار مبر
با جمالش سخن از ماه مگو
زینت ماه به یک بار مبر
سرمه در نرگس مخمور مکش
دردسر بر سر بیمار مبر
سنبلت بر ورق گل مفشان
رونق کلبهٔ عطار مبر
نزد ما جز خبر باده میار
نام ما جز بر خمار مبر
آتشی در من دلسوز مزن
سر یاران بر اغیار مبر
قیمت گوهر سید مشکن
سخنش بر سر بازار مبر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن یک شعر از شاعر بزرگ ایرانی حافظ است که در آن به زیبایی و شیرینی عشق و محبت اشاره میکند. حافظ به معشوق خود میگوید که زیباییاش را نمیتوان با چیز دیگری مقایسه کرد و از او درخواست میکند تا از افراط به دور باشد و محبت را در دلها جاری کند. او همچنین بر این نکته تأکید میکند که نباید زیباییها و لذتهای زندگی را نادیده گرفت و باید در انتخابهای خود احتیاط کرد. در کل، این شعر به اهمیت عشق و زیبایی در زندگی اشاره دارد و از دلسوزی و روابط انسانی سخن میگوید.