نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۴۴ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

نقش بندی می کند هر دم خیالش در نظر

هیچ نقاشی نمی بیند چنین نقشی دگر

ماخیال عارضش بر آب دیده بسته ایم

لحظه ای بر چشم ما بنشین و دریا می نگر

آنکه زاهد در قیامت طالب دیدار اوست

می توان دید این زمان در دیدهٔ صاحب نظر

غرقهٔ آبی و تشنه سو به سو گردی مدام

همدم جام مئی وز همدم خود بی خبر

در سرابستان جان جانانهٔ خود را طلب

او مقیم خانه ، تو سرگشته گردی در به در

گرچه از نور ولایت خرقه ای پوشیده ای

خرقه بازی کن به عشق او و ازخود در گذر

نعمت الله رند سرمست است و با ساقی حریف

روح محضست او ولی در صورت اهل بشر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حالتی mystical و عارفانه می‌پردازد. شاعر با اشاره به نقش‌های خیالی و هنری، از دیدن زیبایی‌های یکتایی صحبت می‌کند که هیچ نقاشی نمی‌تواند آن را خلق کند. او به عشق و آگاهی درونی اشاره دارد و از عارفان و زاهدان صحبت می‌کند که در جستجوی دیدار حقیقت و معشوق هستند. شاعر همچنین به غرق شدن در آب و همدمی با جام می‌پردازد، و از سراب‌های وجودی و جستجو در تاریکی‌های جان سخن می‌گوید. در نهایت، او نعمت‌الله رند را به عنوان نمونه‌ای از انسان‌هایی که در جستجوی حقیقت و عشق الهی هستند، معرفی می‌کند.