نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۵۱ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

نیست ما را هیچ غیری در نظر

نام غیری نزد ما دیگر مبر

گر تو می خواهی ببینی روی او

آینه بردار خود را می نگر

چیست عالم بحر بی پایان ما

صورت ما چون صدف ، معنی گهر

بر لب نائی دهد نی بوسها

لطف نائی می دهد در نی شِکر

خلوت من گوشهٔ میخانه است

می برم عمری در این خلوت به سر

گر فرو شد آفتاب سیدم

نعمت الله خوش برآمد چون قمر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان تفکرات عمیق شاعر درباره عشق و وجود می‌پردازد. شاعر می‌گوید که در نظرش هیچ کس غیر از معشوق وجود ندارد و برای دیدن زیبایی او باید به درون خود نگاه کند. عالم را به دریای بی‌پایانی تشبیه می‌کند و وجود انسان را به صدفی که درونش گوهر نهفته است. همچنین، شاعر به زیبایی موسیقی نی و جادوی آن اشاره می‌کند که طراوتی به زندگی می‌بخشد. در انتها، خلوت شاعر را به میخانه‌ای تشبیه می‌کند که در آن می‌نوشد و از نعمت‌های زندگی لذت می‌برد. این شعر در کل تأکید بر درون‌نگری و تجربه‌های معنوی دارد.