نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۴۶ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

مدتی گشتیم گرد بحر و بر

غیر نور او نیامد در نظر

صورت و معنی عالم را ببین

گنج و گنجینه به همدیگر نگر

گر بقا خواهی که یابی همچو ما

در خرابات فنا می بر به سر

صد هزار ار رو نماید آن یکیست

آن یکی در هر یکی خوش می شمر

در دو صورت در حقیقت رو نمود

خاتم و خلخال باشد هر دو زر

عقل دیگر عشق دیگر در ظهور

رند دیگر باشد و زاهد دگر

نعمت الله جمله اسما خواند و گفت

یک مسمی اسم او بی حد و مر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به جستجو و گردش در عالم می‌پردازد و بیان می‌کند که تنها نور الهی در نظرش رخ می‌نماید. او به بررسی صورت و معنی جهان می‌پردازد و متمایز کردن گنج از گنجینه را مهم می‌داند. شاعر تأکید می‌کند که برای رسیدن به بقا و جاودانگی، باید از عالم فنا عبور کرد. او می‌گوید که اگر چه در ظاهر چیزها متنوع به نظر می‌آیند، در نهایت همه چیز به یک حقیقت واحد برمی‌گردد. در پایان، شاعر به یکپارچگی و یکتایی در تمام اسم‌ها و مظاهر الهی اشاره می‌کند.