نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۴۷ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

عاشق و رندیم و شاهد در نظر

دائما مستیم و از خود بی خبر

چشم ما بینا به نور روی اوست

روشن است در دیدهٔ اهل نظر

با خودی خود کجا یابی خدا

گر خدا خواهی تو از خود درگذر

جز یکی دیگر نباشد در شمار

آن یکی را در هزاران می شمر

گر نمی خواهی که بینی حسن او

آینه بردار و خود را می نگر

بسته ام زنار زلفش در میان

لاجرم در خدمتش بسته کمر

ز آفتاب سید هر دو سرا

می نماید نعمت الله چون قمر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و نزدیکی به خدا و زیبایی‌های اوست. شاعر با بیان احساسات عاشقانه‌اش اشاره دارد که در مستی عشق، خود را فراموش کرده و تنها بر زیبایی معشوق تمرکز کرده است. او به چشمان بینا به نور چهره خداوند اشاره می‌کند و می‌گوید که برای درک خدا باید از خود گذشت. شاعر همچنین به یکتایی خداوند تأکید می‌کند و اشاره می‌کند که اگر کسی نمی‌خواهد زیبایی خدا را ببیند، باید به آینه نگاه کند و خود را ببیند. در نهایت، او با بیان اینکه به زلف‌های معشوق خود را بسته، نشان می‌دهد که تسلیم عشق الهی شده است و از نعمت‌های الهی بهره‌مند است.