غزل شمارهٔ ۸۵۴ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
نور روی اوست ما را در نظر
آینه بردار و رویش می نگر
یک وجود و صد هزاران آینه
آن یکی در هر یکی خوش می شمر
ذوق اگر داری درین دریا نشین
تا دمی از حال ما یابی خبر
گنج اگر جوئی بجو در کنج دل
چند گردی در پی زر در به در
آینه گر صد نماید گر هزار
می نماید آفتابی در نظر
سایه بان حضرت او عالم است
نور او می بین و در عالم نگر
دم به دم ساقی گرت جامی دهد
عاشقانه نوش کن می جو دگر
در خرابات مغان در نه قدم
عمر خود در پای خم می بر بسر
عشقبازی معتبر کاری بود
کار سید خود نباشد مختصر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار به زیبایی و نور وجود معشوق اشاره میکند و از مخاطب میخواهد تا با نگاه به آینه، زیبایی او را بشناسد. او یک وجود را در هزاران آینه میبیند و از علاقهمندان میخواهد در این دنیای عشق غوطهور شوند. غنای درونی و جستجوی گنج واقعی را در دل انسان میداند، نه در جستجوی مادیات. همچنین به اهمیت تجربه عشق و نوشیدن از جام عشق اشاره میکند و میخواند تا با شجاعت در دنیای عشق قدم بگذارند. این کار عشق را معتبر و مهم میداند و نشان میدهد که عشق واقعی، فعالیتی بزرگ و شایسته است.