غزل شمارهٔ ۸۵۸ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آمد خیال غیر چو خوابیم در نظر
بنمود کاینات سرابیم در نظر
کردند جلوه صورت و معنی به یکدیگر
چون شاهدان حور نقابیم در نظر
چون رند و لاابالی و سرمست و عاشقیم
عالم نموده جام شرابیم در نظر
چشمم به نور دیدن رویش منور است
شکرت که نیست هیچ حجابیم در نظر
هرگز نخورده ایم می دوستی غیر
گرچه مدام مست و خرابیم در نظر
آن دم که تشنه بودم و آبم نبود بود
بحر محیط قطرهٔ آبیم در نظر
بر لوح دل نوشته ام اسرار سیدم
باشد مدام همچو کتابیم در نظر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف عشق و حالات عرفانی پرداخته است. شاعر در این بیتها احساسات عمیق خود را درباره عشق و زیبایی بیان میکند. او به تصویر کشیدن غیر و دنیای مادی میپردازد و میگوید که همه چیز در نظر او مانند سراب است. عشق را به شراب تشبیه کرده و خود را مست و سرمست میداند. همچنین، او به نور دیدن معشوق اشاره کرده و از عدم حجاب میان خود و معشوق سخن میگوید. در نهایت، شاعر بیان میکند که اسرار عشقش را در دل دارد و این اسرار بهمانند کتابی همیشه در ذهنش باقی است.