غزل شمارهٔ ۸۶ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
عاشقی دریادلی از ما طلب
آن چنان گوهر در این دریا طلب
نقد گنج کنت کنزا را بجو
از همه اسما مسمی را طلب
هر که یابی دامن او را بگیر
حضرت یکتای بی همتا طلب
در وجود خویشتن سیری بکن
آنچه گم کردی همه آن جا طلب
چشم ما از نور رویش روشنست
نور او در دیدهٔ بینا طلب
هیچ شیئی بی نعمت الله هست نیست
نعمت الله در همه اشیا طلب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این بیتها به مفهوم عشق و جستجوی حقیقت میپردازند. شاعر از ما میخواهد که به عمق دریا برویم و جواهرهای گرانبها را بیابیم. او به ما توصیه میکند که به دنبال گنجینههای معنوی و الهی باشیم و در وجود خود، آنچه را که گم کردهایم جستجو کنیم. نور الهی و نعمتهای خداوند در همه چیز موجودند و باید با چشم بصیرت آنها را ببینیم. در نهایت، شاعر ما را به طلب عشق حقیقی و عمیقترین حقیقتها دعوت میکند.