نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۹ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

خوش حضوریست بزم ما دریاب

هرچه می بایدت بیا دریاب

می جام فنا چه می نوشی

ذوق خمخانهٔ بقا دریاب

در خرابات دُرد دردش نوش

زان شفاخانه این دوا دریاب

قطره و موج و بحر و جو آبند

عین ما را به عین ما دریاب

رند مستی اگر طلب داری

بر سر کوی او مرا دریاب

نعمت الله را به دست آور

مظهر حضرت خدا دریاب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به اهمیت حضور در مجالس و بزم‌ها اشاره کرده و از شنونده می‌خواهد که از فرصت‌ها بهره ببرد و از لذت‌های زندگی استفاده کند. او از می و نوشیدن یاد می‌کند و به زیبایی و دائمی بودن زندگی اشاره می‌کند. همچنین بر این نکته تأکید می‌کند که در خرابات و مکان‌های نابهنجار هم می‌توان به شفا و درمان رسید. شاعر به تأسیس ارتباط با پروردگار اشاره کرده و می‌گوید که هر کس به دنبال رهایی و خوشی باشد باید به دنبال حقیقت و معنای واقعی زندگی باشد. در نهایت، خواننده را به جستجوی نعمت‌های الهی و مظهر خداوند دعوت می‌کند.