غزل شمارهٔ ۸۶۵ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
یار صاحب نظر به دست آور
حاصل بحر و بر به دست آور
گر به شب آفتاب می جوئی
ماده دور قمر به دست آور
هست در مصر نیشکر بسیار
شکر از نیشکر به دست آور
این چنین دلبری که می جوئی
رو به خون جگر به دست آور
خوش در این بحر ما در آ با ما
صدف پر گهر به دست آور
با هنرمند صحبتی می دار
عارفانه هنر به دست آور
بندهٔ بندگان سید شو
حضرت معتبر به دست آور
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره جستجوی ارزشها و زیباییهاست و به مخاطب میگوید که باید برای به دست آوردن چیزهای گرانبها تلاش کند. شاعر به نمادهایی مثل آفتاب، شکر، دلبر، و گوهر اشاره میکند تا نشان دهد که برای دستیابی به اهداف و خواستهها باید سختیهای خاصی را متحمل شد. در نهایت، توصیه به پیروی از راهنمایان و اهل هنر و ادب نیز در این شعر وجود دارد.