غزل شمارهٔ ۸۶۷ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
بیا و یک دمی با ما برآور
زمانی با من شیدا بر آور
چو لیلی جانب مجنون به دست آر
مراد خاطر ما را برآور
بر آور کام جان خستهٔ ما
کرم کن کام جان ما بر آور
ز روی لطف روی خویش بنما
فغان از پیر و از برنا برآور
به بحر دل چو غواصان فرو رو
چو ما گوهر از این دریا برآور
اگر خواهی حیات جاودانی
دمی با جام می جانا برآور
به شادی نعمت الله جام می نوش
دمار از زاهد رعنا برآور
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دعوت به لحظاتی شاد و عمیق است. شاعر از معشوق میخواهد لحظهای با او باشد و حس و حال عاشقانهای را تجربه کنند. او به معشوق پیشنهاد میکند که مانند لیلی به مجنون نزدیک شود و آرزوهای دل را برآورده کند. شاعر از معشوق میخواهد که با لبخند و روی زیبا به او نگاه کند و از عمق دل به کاوش بپردازد تا گوهرهای معنوی و زیبایی را بیرون بیاورد. همچنین، شاعر تأکید میکند که زندگی جاویدان در لذتهای زودگذر نهفته است و از معشوق میخواهد که به او جام می را تقدیم کند تا زهد و ریاکاری را کنار بگذارد و از شادی واقعی بهرهبرداری کند.