غزل شمارهٔ ۸۸ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
همت از درویش صاحب دل طلب
خدمت درویش کن حاصل طلب
درد هجران از دل درویش جو
راحت ار می جویی از واصل طلب
گوهر ار خواهی درآ در بحر ما
ور نمی خواهی برو ساحل طلب
حضرت جانانه را از جان بجو
خدمت دلدار خود در دل طلب
مشکلت حل وا شود گر طالبی
هم ز طالب حل این مشکل طلب
در ره عشقش قدم مردانه نه
رهبری صاحبدلی کامل طلب
قابل کامل اگر آری به دست
نعمت الله را از آن قابل طلب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دعوت به جستجوی محبت و خدمت به درویش و صاحب دل دارد. شاعر میگوید که اگر به دنبال آرامش و راحتی هستید، باید در جستجوی درویش بگردید و از دردهای جدایی او آگاه شوید. برای یافتن گوهری ارزشمند، باید به عمق دریا بروید و اگر این را نمیخواهید، به ساحل بسنده کنید. همچنین بر اهمیت عشق به محبوب واقعی تاکید شده و این که در مسیر عشق باید با شجاعت قدم برداشت. در نهایت، اگر طالب حل مشکلات خود هستید، باید از طلب و جستجو دریغ نکنید و به رهبری کامل و صاحب دل توجه کنید.