غزل شمارهٔ ۸۸۲ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
آفتابی رو نموده بی غبار
گنج پنهان بود گشته آشکار
آینه بی حد نماینده یکی
آن یکی در هر یکی خوش می شمار
رند سرمستیم در کوی مغان
با خمار این و آن ما را چه کار
راه یاران گرامی هست نیست
جاودان می رو در این ره مردوار
ذوق اگر داری در آ در میکده
عشق می بازی دمی با ما بر آر
صورت و معنی است با ما در میان
نعمت الله است با ما در کنار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان زیبایی و اهمیت عشق و میگساری میپردازد. آفتاب که نماد روشنایی و حقیقت است، گنج پنهانی را نمایان میکند. شاعر از سرمستی و خوشی در میان رندان سخن میگوید و به عشق و دوستی در این راه دعوت میکند. او با اشاره به میخانه، از خوشیهای زندگی و لذت بردن از لحظهها میگوید و تأکید میکند که در کنار همگان، نعمت الهی در وجود ما است.