غزل شمارهٔ ۸۸۴ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
خوش خیالی نقش بسته آن نگار
نقش او بر پردهٔ دیده نگار
صورت و معنی به هم آمیخته
آنچه پنهان بود گشته آشکار
جام می بستان لبش را بوسه ده
یک دمی با همدمی همدم بر آر
چشم مستش می برندان می دهد
رند سرمست است و ساقی درخمار
مظهر ما ظاهر است اما یکی است
گرچه باشد مظهر او صدهزار
ذره ذره هر چه آید در نظر
آفتابی می نماید بی غبار
گرچه سید رفت از دنیا ولی
نعمت الله ماند از وی یادگار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ زیبایی و خوش خیالی یك معشوق است که در چشمان شاعر نقش بسته است. شاعر به نمایش و آشکار شدن زیبایی معشوق اشاره میکند و از لذتهایی که در کنار او تجربه میکند، چون بوسیدن لبش و همدمی با او، سخن میگوید. همچنین، او به چشم مست معشوق و حالت رندانهاش اشاره میکند. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره دارد که با وجود رفتن سید از دنیا، یادگارهای او همچنان باقیمانده و نعمتهای او فراموش نمیشود.