نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۸۶ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

یک هویت در مراتب می نماید صدهزار

عارفانه آن یکی در هر یکی خوش می شمار

نزد ما موج و حباب و قطره و دریا یکیست

آب یک معنی بود هم صورت ناچار چار

درشب تاریک امکان نور می بخشد بماه

می نماید روز روشن آفتابی بی غبار

نقشبندی می کند باری خیال روی او

آنچنان خوش صورتی بر نور دیده می نگار

مجلس عشق است رندان مست و ساقی درحضور

حیف باشددر چنین وقتی که باشی در خمار

شکل قوسین از خط محور نماید دایره

سر او ادنی طلب کن تا بیابی یار یار

عقل و جان و سید و بنده به هم آمیختند

آنچنان گنجی که مخفی بود گشته آشکار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به زیبایی و مفهوم عمیق عشق و وحدت در وجود پرداخته است. بیان می‌کند که همه چیز در عالم، از جزر و مد تا قطره و دریا، همه یک حقیقت را نمایان می‌سازند. در شب تاریک، نور عشق می‌تواند راه را روشن کند و زیبایی روحانی در نظر عارفان هویدا می‌باشد. همچنین توصیف می‌کند که در مجلسی که عشق و مستی وجود دارد، حیات و شعف بر قرار است و پلی بین عقل و دل زده می‌شود. در نهایت، سرّ و گنجی که قبلاً مخفی بود، به واسطه عشق و جستجو نمایان می‌گردد.