نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۹۸ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

در میخانه را گشادم باز

داد رندان تمام دادم باز

با حریفان نشسته ام سرمست

بزم شاهانه ای نهادم باز

در خرابات مست و رندانه

فارغ البال اوفتادم باز

غم عشقش که شادی جانست

شاد بادا که کرد شادم باز

دفتر کاینات می خواندم

شد به عشقش همه ز یادم باز

من چو شاگرد می پرستانم

در همه کار اوستادم باز

بندهٔ سید خراباتم

بر همه عاشقان زیادم باز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به وصف حال خودش در میخانه می‌پردازد. او در میخانه را باز می‌کند و با رندان و حریفانش سرمست نشسته است و بزم شادی را برپا می‌کند. در اوج مستی و شادی، غم عاشقیش را فراموش کرده و به عشق خود شادی می‌بخشد. همچنین از خودش به عنوان یک شاگرد می‌پرست نام می‌برد و اظهار می‌کند که در همه امور تحت تأثیر عشق است. در نهایت، خود را بنده و خدمتگزار عشق و میخانه می‌داند و به عشق ورزی میان عاشقان اهمیت می‌دهد.