نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۰۲ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

خاطرم می کشد سوی شیراز

مرغ جان باز می کند پرواز

رند مستم به دست جام شراب

کرده ام باز بیخودی آغاز

جام و می لب نهاده اند به لب

نی و نائی به همدگر دمساز

در گلستان عشق سرمستان

بلبلانند جمله خوش آواز

سر ساقی و حال میخانه

بشنو از من ز دل بسوز و نیاز

عارفانه در آ به خلوت عشق

عاشقانه به عشق او می ناز

نور سید ز نعمت الله جو

راز محمود بازجو ز ایاز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر با اشاره به شهر شیراز و یادآوری زیبایی‌های آن، تجربه‌ای عاشقانه و روحانی را توصیف می‌کند. او از حالت مستی و شادی ناشی از نوشیدن شراب می‌گوید و به هم‌خوانی نی و نوا اشاره می‌کند. شاعر در باغ عشق، بلبل‌ها را به زیبایی توصیف می‌کند و به حال و هوای میخانه و دل‌باختگی به معشوق می‌پردازد. همچنین، به رازهای عشق و مقام‌های عارفانه اشاره می‌کند و در نهایت نام سید و محمود را به عنوان نمادهای معرفت و عشق ذکر می‌نماید.