نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۰۹ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

شاهان همه حیران جمال تو گدا نیز

دارند همه عشق خداوند خدا نیز

از نور رخت دیدهٔ ما گشته منور

مردم همه بینند درین دیده شما نیز

یا رب گه بیابند ز وصل تو مرادی

مجموع محبان جناب تو و ما نیز

ما رو به تو داریم چو آئینه روشن

بی روی تو ما را نبود روی و ریا نیز

عشق تو حیاتیست که ما زنده از آنیم

بی عشق تو حاصل ز فنا و ز بقا نیز

ما نقش خیال تو نگاریم به دیده

بینیم در آن نقش خیال تو لقا نیز

گر سید ما جان طلبد از سر اخلاص

جان را بسپاریم و بگوئیم دعا نیز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از عشق و علاقه به معشوق و زیبایی او صحبت می‌کند. در آن، شاعران با تمام وجود به زیبایی و عشق الهی معطوف شده‌اند و می‌گویند که همه چیز از نور محبوب می‌تابد. عشق به معشوق حیات‌بخش است و بدون او، زندگی بی‌معناست. شاعر همچنین اشاره می‌کند که مانند آینه به محبوب می‌نگرند و در او خود را می‌یابند. در نهایت، بیان می‌شود که اگر محبوب جان را بخواهد، با کمال اخلاص آن را تقدیم خواهند کرد.