غزل شمارهٔ ۹۰۶ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
میخانه سبیل ماست امروز
هنگام می و صفاست امروز
از دولت عشق پادشاهیم
صد شه بر ما گداست امروز
بگذر ز حدیث دی و فردا
دریاب که روز ماست امروز
آن رند که شب حریف ما بود
سر حلقهٔ اولیاست امروز
مائیم حریف و جام بر دست
مخمور کسی چراست امروز
از فتنهٔ چشم مست ساقی
عالم همه پر بلاست امروز
مائیم حریف نعمت الله
بزمی به از این کراست امروز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی لحظهی حال و لذت زندگی را توصیف میکند. شاعر با اشاره به میخانه و می و شادی، بر اهمیت عشق و زیباییهای حال حاضر تاکید میکند. او از گذشتن از گذشته و آینده صحبت کرده و میگوید که امروز زمان خوشی و جشن است. همچنین به جمع دوستانه و وضعیت مستی اشاره میکند که در آن همه چیز پر از خوشی و بلاست. در نهایت، شاعر بر این نکته تاکید میکند که همنشینی و لذت بردن از نعمتها در حال حاضر بهتر از هر چیز دیگری است.