غزل شمارهٔ ۹۰۷ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
به کام دل رسیدم باز امروز
جمال یار دیدم باز امروز
بحمدالله که از هجران رمیدم
به وصل او رسیدم باز امروز
بسی دیروز گفتم ای خداوند
جواب خود شنیدم باز امروز
می خمخانهٔ معنی و صورت
به جامی در کشیدم باز امروز
به ساقی خویش را بفروختم دوش
بهایش می خریدم باز امروز
ندای ارجعی آمد به گوشم
به سوی شه پریدم باز امروز
گلی از گلستان نعمت الله
به دست ذوق چیدم باز امروز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر از خوشحالی و سرور خود میگوید که دوباره به وصال محبوبش رسیده است. او به خاطر پایان دوران جدایی و تجربه زیبای امروز شکرگزاری میکند. شاعر تجربهای روحانی را توصیف میکند که در آن از می و محفل خوشگذرانده و گلهایی از نعمتهای خداوند چیده است. در نهایت، او نداهایی را میشنود که او را به سمت محبوبش میکشاند و این حس را با شوق و شادابی بیان میکند.