نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۱۹ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

لذت جان ما ز مستان پرس

ذوق رندان ز می پرستان پرس

خبر از حال ما اگر پرسی

در خرابات رو ز رندان پرس

نوش کن جام می که نوشت باد

بعد از این ذوق باده نوشان پرس

دردمندانه گر دوا جوئی

دُرد دردش بجوی و درمان پرس

سر زلفش اگر به دست آری

حال شوریدهٔ پریشان پرس

جان عاشق به پرسشی دریاب

آنگهی هر چه خواهی از جان پرس

ساقی بزم نعمت اللهم

ذوقم از خدمت حریفان پرس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به پرسش از حال و وضعیت دلدادگان و عاشقان پرداخته و بیان می‌کند که برای درک بهتر احساسات و تجربیات آنها، باید از رندان و می‌پرستان سؤال کرد. شاعر به لذت‌های ناشی از نوشیدن می و باده اشاره کرده و به کسی که در جستجوی درمان دردهاست، پیشنهاد می‌کند که به دنبال درد خود برود. همچنین به زیبایی موی محبوب و حال پریشان عاشقانه اشاره می‌کند و در پایان از ساقی می‌خواهد که از ذوقش در حضور دوستان بگوید. در کل، شعر تأکیدی بر جستجوی حقیقت و عواطف در دنیای عشق و می‌نوشی دارد.