نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۲۴ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

شراب شوق را پیمانه می باش

حریف خلوت جانانه می باش

اگر تو مست مجنونی ندیدی

ببین لیلی و خود دیوانه می باش

در دل می زن اما در شب و روز

مقیم گوشهٔ آن خانه می باش

به صورت ساحلی معنی چو دریا

ورای این و آن دردانه می باش

دلت گنجنیهٔ گنجی است دائم

بیا در کنج این ویرانه می باش

فدای عشق کن جان گرامی

دل و دلدار و هم جانانه می باش

درآمد از در دل نعمت الله

چو شمعی تو برو پروانه می باش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوع عشق و شوق اشاره دارد و به فرد می‌گوید که در مراحل مختلف عشق و زندگی باید به نوعی میزان دارایی خود را بیابد و به دیوانگی برای عشق بپردازد. شاعر از شنونده می‌خواهد که در دل و در زندگی خود با عشق و شور و شوق بماند و به نوعی جانانه و عاشقانه زندگی کند. همچنین، در انتها به نور و روشنی عشقی اشاره می‌کند که باید همچون پروانه‌ای به دور شمع بچرخد و در این راه پایدار باشد.