نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۲۳ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

جام می را به نوش و خوش می‌باش

نوش و نوش و خموش و خوش می‌باش

همچو خم شرابخانه به ذوق

خود به خود خوش بجوش و خوش می‌باش

خلعتی نو اگر به تو نرسد

باش با کهنه پوش و خوش می‌باش

چه کنی هوش مست باش مدام

بگذر از عقل و هوش و خوش می‌باش

عاشقانه سبوی می می‌کش

همچو رندان به دوش و خوش می‌باش

بزم عشق است و عاشقان سر‌مست

خوش بیا می بنوش و خوش می‌باش

در ره عاشقی چو سید ما

عاشقانه بکوش و خوش می‌باش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به شادی و نوشیدن می‌نوشد و از لذت‌های زندگی و عشق صحبت می‌کند. او توصیه می‌کند که حتی اگر چیزهای جدید به دست نیاوریم، با آنچه داریم راضی باشیم و خوش بگذرانیم. در مسیر عشق، باید همواره شاد و سرمست بود و از عقل و تفکر بگذریم. بزم عشق و حال و هوای آن را جشن بگیریم و در کنار دیگر عاشقان به شادمانی بپردازیم.