غزل شمارهٔ ۹۲۵ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
جان به جانان سپار و خوش می باش
دل به دلبر گذار و خوش می باش
آن یکی در هزار خوش می بین
یک به یک می شمار و خوش می باش
گرچه با عاشقی و سرمستی
فارغی از خمار و خوش می باش
در خرابات عشق رندانه
با می خوشگوار خوش می باش
بنظر می نگار نقش و نگار
با خیال نگار خوش می باش
عاشقانه در آ به مجلس ما
دمی با ما برآر خوش می باش
جام می نوش شادی سید
از کسی غم مدار خوش می باش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به دعوت به زندگی شاد و عاشقانه میپردازد. شاعر به شنونده توصیه میکند که جان خود را به معشوق بسپارد و با دل شاد زندگی کند. او تأکید میکند که در هر حالتی باید از لذتها و خوشیها غافل نشد، حتی در میان شادی و مستی. همچنین، شاعر با اشاره به زیباییهای عشق و می، خواننده را تشویق میکند که در فضای جشنی عاشقانه شرکت کند و از زندگی و لحظات خوب لذت ببرد. به طور کلی، پیام شعر دعوت به کنار گذاشتن غمها و جشن گرفتن زندگی است.