نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۲۸ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

سیدی خواهی پناه و بنده باش

بنده شو در بندگی پاینده باش

گر به تیغ عشق او کشته شوی

حی قیومی برو دل زنده باش

در هوای گلستان عشق او

همچو غنچه با لب پر خنده باش

جان فدا کن گر قبولت اوفتد

تا قیامت زین کرم شرمنده باش

خیز از این سایه بنشین آفتاب

هم به نور روی او تابنده باش

سروری ملک بقا گر بایدت

در خرابات فنا افکنده باش

کام جان از سید ما می طلب

یک زمان همصحبت این بنده باش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از عشق و بندگی سخن می‌گوید. او دعوت می‌کند که آدمی عاشق و بنده‌ی خدا باشد و در این مسیر از زیبایی‌های عشق و نورانیت آن بهره‌مند شود. شاعر به معیارهای عشق اشاره می‌کند که حتی اگر جان را فدای محبوب کرد، همچنان باید شرمنده و ارادتمند باقی ماند. همچنین، او به روح جوان و شاداب در محیط عشق اشاره می‌کند و می‌گوید که برای دستیابی به سروری و بقا باید از دنیای فانی دور شد. در نهایت، دعوت به همراهی و اخلاص به خداوند و عشق او در این شعر مشهود است.