نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۴ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ای آب حباب آب دریاب

سرچشمهٔ این سراب دریاب

جامی و شراب و جسم و جانی

این جام پر از شراب دریاب

ساقی قدحی به دست ما ده

خیری بکن و ثواب دریاب

دلسوخته ایم ز آتش عشق

جانا جگر کباب دریاب

جامی ز حباب پر کن از آب

آبی بخور و حباب دریاب

مائیم حجاب ما در این بحر

آبست حجاب آب دریاب

دریاب حضور نعمت الله

این نعمت بی حساب دریاب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به مفهوم عشق و زندگی و ارتباط با خدا می‌پردازد. شاعر از آب و حباب به عنوان نمادهایی برای عشق و حقیقت یاد می‌کند و بر اهمیت درک و تجربه این واقعیت‌ها تأکید دارد. او از ساقی می‌خواهد که جامی پر از شراب به او بدهد تا از نعمت‌های الهی بهره‌مند شود و به دلسوختگی خود از آتش عشق اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر به حضور و نعمت‌های بی‌حساب الهی اشاره می‌کند و از سراب و حجاب‌ها صحبت می‌کند که مانع درک عمیق حقیقت می‌شوند.