نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۴۴ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

از جام حباب آب می نوش

آن آب ازین حباب می نوش

جامی چو بود سبو کدامست

خمخانهٔ بی حساب می نوش

او آب حیات و تشنه مائیم

از چشمهٔ ما تو آب می نوش

می نوش می محبت او

مستانه در آن جناب می نوش

گر می نوشی تو در خرابات

با ساقی بی حجاب مینوش

از گلشن ما گلی به دست آر

می گیر عرق گلاب می نوش

از مشرب خاص نعمت الله

رندانه بیا شراب می نوش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به عشق و می‌‌نوشی اشاره دارد و اینکه باید از لذت‌های زندگی و زیبایی‌های آن بهره برد. شاعر از نوشیدن آب حیات و محبت صحبت می‌کند و به خواننده می‌گوید که در محفل‌های خوش و خرابات، از شراب عشق و زیبایی‌های زندگی لذت ببرد. همچنین، دعوت به دست آوردن گل و عطر از باغ و چشمه‌های زندگی را نیز شامل می‌شود. به طور کلی، این شعر تشویق به زنده‌دلی و بهره‌مندی از لحظات شیرین زندگی است.