نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۵۴ شاه نعمت‌الله ولی

شاه نعمت‌الله ولی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

بیا ای نور چشم اهل بینش

به نور او جمال او ببینش

نیازی کن اگر او می کند ناز

به جان می کش تو ناز نازنینش

نثار تو است گنج کنت کنزا

مراد او توئی از آفرینش

اگر عالم تو را بخشد خداوند

تو او را از همه عالم گزینش

هوای آبرو داری که یابی

بیا با ما در این دریا نشینش

گهی سازی زند گاهی نوازد

هم آن آرام جانست و هم اینش

جهان روشن شده از نعمت الله

نماید نور سید در جبینش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به دعوت از معشوق و نور دانایی اشاره دارد. شاعر از معشوق می‌خواهد که به او نزدیک شود و زیبایی او را ببیند. عشق و عشق‌ورزی به زیبایی او در کلام شاعر به وضوح حس می‌شود. شاعر همچنین به ارزش و بزرگی معشوق اشاره می‌کند و او را از نعمت‌های الهی می‌داند. در نهایت، بر وحدت و آرامش در کنار معشوق تأکید می‌کند و بیان می‌کند که جهان به سبب وجود او روشن است.