غزل شمارهٔ ۹۵۶ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
چیست عالم سایه بان حضرتش
کیست آدم پاسبان حضرتش
هر چه بود و هست و خواهد بود هم
هست و بود و باشد از آن حضرتش
آفتابش نوربخش عالم است
دادمت روشن نشان حضرتش
مجلس عشق است و ما مست و خراب
باده نوشان عاشقان حضرتش
دل به من ده تا روان گویم ز جان
این معانی از بیان حضرتش
کشتهٔ عشقم از آنم زنده دل
حی جاویدم به جان حضرتش
سید مست است و جام می به دست
رند و سرخوش بندگان حضرتش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و عظمت حضرت حق اشاره دارد. شاعر از عالم و وجود انسانها به عنوان سایهبان و پاسبانی برای حضرت حق یاد میکند و تأکید میکند که همه چیز در هستی از او ناشی میشود. آفتاب به عنوان نماد نور و روشنایی، معرف هدایت الهی است. همچنین، شاعر از عشق و مستی عاشقان آن حضرت سخن میگوید و میخواهد دل مریدان را برای بیان حقایق و معانی عمیق بیدار کند. در نهایت، شاعر خود را عاشق و جانباخته در این عشق معرفی میکند که به سرخوشی و شادابی در پی محبّت حضرت حق زندگی میکند.