غزل شمارهٔ ۹۵۸ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
در خواب خوش نماید نقش خیال رویش
نور نظر فزاید نقش خیال رویش
از نور طلعت او دیده شود منور
در چشم من چو آید نقش خیال رویش
نقش خیال رویش بر دیده می نگارم
جائی دگر نشاید نقش خیال رویش
دایم ز نو خیالش بر دیده می کشم نقش
پیوسته خود نپاید نقش خیال رویش
هر لحظه ای خیالی بر دیده نقش بندم
هر دم دلی رباید نقش خیال رویش
هرگز خیال غیری در چشم ما نیاید
چون پرده برگشاید نقش خیال رویش
در عین نعمت الله بنگر به چشم معنی
چون نور می نماید نقش خیال رویش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذابیت چهره محبوب است که در خیال شاعر تجلی مییابد. شاعر به نحوی توصیف میکند که هر بار به چهره محبوبش میاندیشد، نور و روشنی در دل و دیدهاش ایجاد میشود. او به وضوح برایش مینویسد که هیچ خیالی جز چهره محبوبش در ذهنش نمیآید و این نقش خیال او همچنان در دلش زنده است، حتی اگر به نظر بیپایان باشد. در نهایت، شاعر تأکید میکند که زیبایی و روشنایی ناشی از چهره محبوبش همچون نور در چشمش میدرخشد.