غزل شمارهٔ ۹۵۹ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ساقیم می رفت و رندان در پیش
جام می بر دست و مستان در پیش
عزم کردم تا خرابات مغان
عاشقان و می پرستان در پیش
نعره مستانه می زد دم به دم
های و هوی باده نوشان در پیش
گر به مستی عربده کردی دمی
لطف فرمودی فراوان در پیش
چون روان شد از برم عمر عزیز
دل روان شد از بدن جان در پیش
در هوای بزم او نی در خروش
چنگ با زلف پریشان در پیش
دُرد دردش نوش کن ای جان من
تا بیابی صاف درمان در پیش
خضر رفته از پی ساقی ما
نوش کرده آب حیوان در پیش
خوش خرامان می رود مست و خراب
نعمةالله و حریفان در پیش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی از حال و هوای بزم و شادی میگوید. او ساقی را میبیند که در حال رفتن است و رندان و مستان در پیش او هستند. شاعر تصمیم میگیرد به خرابات و جاهای مغان برود، جایی که عاشقان و میپرستان جمع هستند. او حالتی از شادی و مستی را توصیف میکند که مستان بیوقفه نعره میزنند و باده مینوشند. شاعر به تأثیر عمر و جدایی از آن اشاره میکند و بیان میکند که در چنین حالتی، دلش از بدن جدا میشود. او به درد و رنج عشق اشاره کرده و از دیگران میخواهد این درد را تحمل کنند تا به آرامش برسند. همچنین، شاعرانگی و زیبایی لحظات جشن را توصیف کرده و در نهایت به حضور حریفان و دوستان در این بزم دلنشین اشاره میکند.