غزل شمارهٔ ۹۶۰ شاه نعمتالله ولی
شاه نعمتالله ولی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
چه خوشحالی که می یابم جمالش
چه خوش خوابی که می بینیم خیالش
بیا بر چشم ما بنشین زمانی
که تا بینی به چشم من جمالش
برای حسن او فالی گرفتم
برآمد سورهٔ طه بفالش
مثالش می نماید جام باده
نظر کن در مثال بی مثالش
خراباتست و ما مست و خرابیم
نخواهد بود عقل اینجا مجالش
دلم در بحر عشقش غرقه گردید
ندانم تا چه شد بیچاره حالش
حلالش باد جان من حلالش
می وحدت به شادی نعمت الله
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این اشعار به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره میکند و از شوق دیدار او سخن میگوید. او از خوابهای خوشی که با خیال معشوق دیده، ابراز شادی میکند و میخواهد لحظهای در کنار او باشد تا زیباییاش را بهتر ببیند. شاعر نگران حال خود در این عشق است و به مستی و حال خراب خود اشاره میکند. در نهایت، او عشق را به عنوان بحر وسیعی میداند که در آن غرق شده و به شادی و وحدت با معشوقش دعا میکند.